اولین ولنتاین مشترک

نمی تونم از این هوای مطبوع بهار در زمستان لذت ببرم. نمی تونم از بارون قشنگ تهران لذت ببرم . نمی تونم خیلی خوشحال باشم وقتی همشهری های عزیزم روزها رو با خفگی و خاک میگذرونن. 

نمی تونم راحت نفس بکشم وقتی یاد اون روزهای خاکی و نفس های خاکی اهواز میفتم.

وقتی بی تفاوتی ها رو می بینم و نامه فرزند شهید همت رو می خونم که نوشته اهوازی ها شورش رو دراوردند. که نوشته شهدای خوزستان.....

وای خانم ابتکار مگه دستم بهت نرسه....

وای خانم ابتکار.....

خیلی درد داره خوزستانی باشی و ببینی خانم ابتکار چطور با تمسخر جواب مجری رو میده.....

درد داره...

به هر تقدیر زندگی با تمام قدرتش چریان داره. حتی اگه من تمام روز رو با بغض و دلتنگی و نگرانی بگذرونم.

نگرانی برای پدرم که می دونم چقدر اون هوا براش ضرر داره. 

زندگی جریان داره و من باید برای اولین ولنتاین کنار آن مرد دست به کار می شدم.

 

از شب قبلش ژله های بلو بری و ژله هندوانه رو فقط توی آب گرم حل کردم . توی ظرفی ریختم که ضخامت ژله طوری باشه که بتونم برش بدم.

فقط توی آب گرم چون اینجوری پاستیلی میشه و راحت برش داده میشه.

روز بعد ژله ها خوب بسته بود و من چون قالب قلب نداشتم باید با کارد میوه خوری برش میدادم و چه قلب های کج و کوله ای از آب در اومد.....

 

 

 

قلب های کج و کوله رو با اعتماد به نفس چیدم توی همون سینی های معروفی که قنادی ها توش کیک میذارن و می خریم. ارتفاع این سینی ها خیلی برای این کار خوبه. توصیه می کنم اینا رو دور نندازین.

بعد ژله الوئورا رو توی آب گرم حل کردم و بعد بستنی توش حل کردم و آروم ریختم دور قلبا و گذاشتم تو یخچال.

 

بعد از حدود یه ساعت دیگه آماده بود و می تونستم برش بزنم. چون قبلش ته سینی رو چرب کرده بودم خیلی راحت از سینی جدا شد:

 

 

بعد نوبت کیک بود. این بار کیک شکلاتی:

 

یک و نیم لیوان شکر رو با حدود یک لیوان سر خالی روغن مایع هم زدم و بعد چهار تا تخم مرغ رو دونه دونه بهش اضافه کردم. بعد وانیل . وبعد نصف لیوان پودر کاکائو. و حدود یک لیوان سرخالی ماست. بعد هم دو لیوان و نیم آردی که الک کرده بودم و یک قاشق غذاخوری بکینگ پودر اضافه کردم و کماکان هم زدم.

گذاشتم توی ماکروویو با پیش گرمایش 180 درجه. 35 دقیقه زمان دادم و بعد دیدم باز جا داره یه ده دقیقه دیگه زمان دادم ولی زودتر پخت و آماده شد:

 

نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی خیلی عالی شده بود. مژه

 

و نهایتا عصر ولنتاین:

 

 

عصر پدر و مادر آن مرد گفتن میان دنبالمون که با هم بریم بیرون. خب شاید من دوست داشتم اولین ولنتاین رو با آن مرد تنها بریم بیرون. ولی خب ...

به هر حال خوش گذشت. شام رو به صرف پیتزا مهمان پدرشوهرجان بودیم.

و بدین ترتیب اولین ولنتاین مشترک هم سپری شد.

من پیشاپیش هدیه ولنتاین و روز تولدم رو که اول اسفنده گرفته بود. گوشی خوشکلی که این عکس ها رو با اون گرفتم.

از حالا دارم لیست آرزوهای تولدم رو تنظیم می کنم.

اولش : اون ماشین 206 رو تو قرعه کشی مایکروتل که گوشی رو ازش خریدم برنده شمنیشخند

دوم: یه کار خوب.  خیلی زود و فوری و سریع لدفن.

بقیه لیست در دست احداث است....

/ 32 نظر / 79 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

خانواده شوهرت هم خب دلشون می خواد بهت بد نگذره! چمی دونن حالا ولنتاین چیه!‌‌:) اما کلا سعی کنید استقلال خودتون رو به عنوان خانواده مستقل حفظ کنید! چهار روز دیگه عیده و هر دو فامیل انتظارهای سر به فلک کشیده خواهند داشت :)

فکر دوم

خانم ابتکار رو منم دیدم. درسته به شوخی گفت، ولی حرفش منطقی بود. گلایه رو باید از اون نمایندگانی کرد که چندروز قبل از گردوخاک بودجه طرح مبارزه با ریزگردها رو حذف کردن و وقتی گردخاک شد، با ماسک رفتن مجلس و از خودشون عکس سلفی با ماسک میگرفتن! گلایه رو باید از استانداری کرد که میگه اگه برای اعتراض به گرد و غبار تجمع کنید، چون بدون مجوز بوده، باهاتون برخورد قانونی میکنیم! ظاهرا اون آقایون، فقط محل کارشون یا سمتشون مال خوزستانه و محل زندگی خانواده هاشون جای دیگه است.

فرناز

سلام عسل بانو جان تولدت مبارک باشه امیدوارم هر لحظه شادی و عشق رو با تمام وجودت حس کنی عزیزم[ماچ]

مجتبی

باسلام وقتی دختری با پسری ازدواج میکنه فکر میکنه این پسر از اسمان امده من اینجوری دوست ندارم بالاخره اون پسر هم براش زحمت کشیدن پس باید بصورت مساوی باشه بین همسر وخانواده / قلب قرمز قشنگ تر بود / انشالله سال بعد 3 نفری ولنتاین جشن بگیرید . من که مرخصی بودم پدر دختر گفته کار دامادم باید رسمی باشه حالا رسمی ازکجا پیدا بکنم .

آوا

عسل بانو ی.ولنتاین گرفتی , رفتی دیگه استراحت? دختر بیا ی خبری از خودت بده

هانیه

سلام عسل بانوی عزیز تولدت مبارک البته با تاخیر 4 روزه امیدوارم همیشه بهترین ها رو تو زندگیت داشته باشی[گل]

مجتبی

جبهه خانواده ان مرد چون حق دارن /

ستایش

آفرین چه هنرمندانه یه نصیحت خواهرانه خودت رو از خوانواده آن مرد جدا کن اما جبهه نگیر تو جبهه اونا باش ولی به خودت سخت نگیر برو تو جبهشون و حرف دلت رو بزن چه اشکالی داره بگی می خوام ولنتاین رو با آن مرد تنها باشم[خنده]

مجتبی

من که زن بگیرم بیشتر مواقع خانه مامانم هستم

فاطمه

ل