اینجا اهواز است.

سلام ... صدای عسل بانو رو از اهواز می شنوید. 

چقدر دلم تنگ شده بود برای این محله های آشنا....

کیانپارس... نادری.... میدان شهدا.... بازار کاوه... زیتون ....

دلم تنگ شده بود برای ماشین های پلاک شماره 14 و 24 اهواز.

برای راننده تاکسی با اون لهجه شیرین خوزستانی:  ای قطار درجه یک بود عامو؟

پنج شنبه حدود ظهر رسیدیم. 

لحظه دیدار من و بابا بعد از حدود سه ماه توسط خواهرم شکار شد:

 

خوشحالم که می بینمشون. ولی حالا که بابا رو  می بینم  هم دلم براش تنگه. 

خواهش می کنم، التماس می کنم با اون قلب های مهربونتون برای بابام دعا کنید.

 

 

پی نوشت:

اذعان می کنم که تقسیم عشق بین دو مرد زندگیم خیلی سخته.

از یه طرف دلم می خواد کنار بابا باشم و حسش کنم. از طرفی حوصله ی آن مرد سر میره دوست دارم ببرمش بیرون شهر رو بهش نشون بدم.لبخند

/ 36 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

[گریه][قلب] گریه شادی بود[پلک]

شکلات بانو

[قلب]انشالله که باباتون خوب شن.. چه جالب گفتی... تقسیم عشق بین دو مرد

فرناز

سالی یکبار میرم اهواز عسل بانو، عید به عید،چون من بعد از ازدواج ساکن بندرعباس هستم و از خانواده دور...

merida

چه لحظه زیبا و دلنشینی. همیشه شاد و سلامت باشی عزیزم. خدا سایه پدر مهربونت رو صدسال برات حفظ کنه. آمین [گل]

مجتبی

کی برمیگردین تهران ؟ خوب اهواز قطارداره راحت میرین تهران

لیلی

عسل جان بیا آپ کن دیگه..... من منتظر م

اعظم مامان آوین

سلام عروس خانوم . عروسیت مبارک عزیزم . ایشالا سالهای خوبی رو در کنار هم داشته باشید . جووونم وقتی لحظه دیدارتو با پدر دیدم خیلی غصم شد . آخه این لحظه ها رو زیاد داشتم و هنوز هم دارم . درکت میکنم گلم . فقط باید سعی کنی با شرایط کنار بیای . تو میتونی ..من می دو نم . راستی کدبانو خانوم مرسی از اینکه دستور کیک رو گذاشتی درست کردم .عالی شد . اگه ژله رو هم میگفتی چقد خوب میشد [خجالت][شرمنده]. خوشبخت باشی عزیزم .[گل]

نگین

سلام بر شما خواستم به خاطر یک نکته که از شما یاد گرفتم تشکر کنم. شما تو یک پستتون از اصطلاح سگ درونتون صحبت کرده بودید. خدمت شما غرض کنم که این اصطلاح واقعا کمکم کرد تا تو یک بحران احساسی که برای خودم ساخته بودم، خودم رو زود آروم کنم. اینجور فکر کنم که بعضی وقت ها که آدم ها اذیتم میکنم به خودم بگم حتما سگ درون آدمه هار شده و الان اون شخص خود واقعی اش نیست. فقط خواستم بگم بدونید ایده تون مثل یک مشاور به من کمک کرد. ممنونم شاد و سرافراز باشید

قنبیت

ای جوووووووووونم اشک تو چشام جمع شد...ایشاله سایشون بالای سرت باشه ....[گل]