دو تا عکس

×××××××××××××××××××××××××××××

این عکس عینک معروف و پرماجرای بنده:

و اما این عکس. این یکی از چیزهایی هست که (آن مرد) بین هدیه هاش برام فرستاده بود.

این قاب عکس ماجرا داره. آن مرد می گفت: 

ون دختره منم که چمدون به دست دارم از اون دانشگاه بر می گردم و انتقالیم جور شده.

اون پسره هم آن مرده . که گیتار میزنه. (آخه گیتار میزنه گاهی وقتا).

حتما هم داره : اگه یه روز بری سفر رو می خونه نیشخند

من دقیقا اون روزها یه کیف مثل کیفی که دختره رو دوشش داره داشتم. جالبه که آن مرد یادش بود.

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم

چرا این شکلی شدی؟[اضطراب] عصبانی صدات نزدم که. دلم گرفته بود. من دلم بگیره باید یکی رو صدا بزنم.قرعه به نام توافتاد. بعد خیلی هم غمگین صدا میزنم!بنابراین اصلا [اضطراب] نداره! کاریم نداشتم.همینجوریییی.

لام ی لام ی

عینکت منو کشته[بغل] اینطوری که تو عینک رو گرفتی به نظر خیلی عریض میاد[متفکر] آخر هم ندانستیم عرض صورتت چقدره چه برسه به آن مرد[بازنده][زبان]

لام ی لام ی

عسل واقعا آن مرد گیتار میزنه؟[تعجب] پس هنرمندم هست طفلکی، اونوقت تو انقدر اذيتش ميكني[قهر] آخه چطور دلت مياد يه هنرمند با اون روح لطيفش رو اذيت كني، واقعا ازت انتظار نداشتم عسل [قهر] (من اصلا دفاع نكردما خانوم شاهده[نیشخند])

ایسن

خوب آقای آن مرد هم با احساس و خوش سلیقه تشریف دارن این که خوبه عسل بانو

عادل

این قابها گرونه ها خبرشو دارم خودم رفتم بخرم دیدم گرونه بی خیال شدم[نیشخند]

فکر دوم

[نیشخند][خنده][قهقهه] خب منم همینو حدس زده بودم بابا! فقط شاید اسم محلی که خریده بودی رو اشتباه گفتم

میترا

جالب بود. عکس ها و هدیه های اینجوری همیشه یه دنیا خاطره رو برای آدم زنده می کنند!

a.s

[گل][گل][گل] معمولا زندگي در سي سالگي براي مردها و در چهل سالگي براي زنها جذابيت بيشتر داره

خانم حس هفتم

صبر کن صبرکن ببینم همه اومدن زیر بغلت هندونه گذاشتن و رفتن با این نظراتشون و هی امیدوارت کردن...گوش کن به من:نه بالاغیرتابرو نگاه ببین این آقای آن مرد چه تیکه ای بهت انداخته... به اون عکس پسره نگاه کن. یه جوون خوش تیپ که شلوار لی پوشیده با کفش چرم-موها یه طرفه ی سشوار کشیده-کلا خوش تیپ.کیفشو ببین. ولی دختره(یعنی عسل بانو):بمیرم برات.سرو مو نگو سالهای دور از شانه.[قهقهه] مقنعه قرمز-پالتو سبز-مانتو بنفش- اندازه ی سایز پاهات از پاهای پسره بزرگتر. اون سبد راه راهت که دیگه تو حلقم و حلقش یعنی اگه الان آن مرد پیشم بود با همون شال گردن راه راهی ....... لا الا الله الا الله آخه تا کی....یعنی اگه چند وقت زودتر باهات آشنا شده بودم تا الان برای خودت یه چندتابچه داشتی..... [شرمنده][قهقهه][عصبانی]