سی + یک

سی سالگی رو اینجا با این وبلاگ و با شما شروع کردم.

یک سال گذشت و من کنار شما یک خواهر بودم با تمام دغدغه های خواهرانه ، یک دختر بودم با تمام نگرانی ها برای پدرش، یک زن بودم به دنبال حق مادرش

حالا سی سالگی رو پشت سر گذاشتم در حالی که آن مرد به قول خودش تمام تهران رو گشته و یه انگشتر که به دستای لاغر من بیاد پیدا کرده. و من دارم به این فکر می کنم که یعنی این آخر تولد مجردی و آخرین تولد خونه ی بابا ست؟؟

وبلاگم یک ساله شده. خیلی دوستش میدارم. چون با این وبلاگ شماها رو پیدا کردم.

همه ی اینا رو گفتم که بگم فردا هم تولد منه و هم تولد وبلاگم.

اسفند امسال برای من غیر از تولدم اسفند اتفاق های مهمه. اسفند یک تصمیم مهم.

تولدم مبارکه دیگه؟نیشخند

/ 40 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انسیه

شاید چند روز دیر شده اما دوست عزیزم بهت تولدت تبریک میگم وبهترینا برات آرزو دارم[لبخند]

دلژین

َروع زندگی جدید مبارک عسل بانوی مهربون[ماچ][ماچ]امیدوارم زندگین پر اتفاق های خوب باشه امسال[ماچ][بغل]

صبا

سیزدهم گذشت!! بیا بگو چه خبر؟

گل جون!

هَی وااااااااااااااااااااااااای پس تولد توام یادم رفت؟؟ :((( چقدررررررررررر من الان شرمندم. نمیتونی تصورشم بکنی :((((( تولدت مبارک با کلی آرزوی خوب عسل مهربون :(((

Doost

happy birthday

مرضیه

سلام عسل جون خوبی عزیزم..آن مرد بآخره آمد....امیدوارم هر چی خیر و صلاحت هست خداوند برات رقم بزنه

سارا- آغاز راهی دیگر

الووووووووووووووووووو کجایی عسل بانو جان؟ مردم از فضولی و حس کنجکاوی ... زود بیا و از نامزدی و بقیه چیزها بگو ....زود فقط ....

رسانا

کجایییی ؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت]

دختر بزرگه بابایی

سلام عسل بانو تولدتون گذشت، یوم ا... گذشت، نیمه اسفند گذشت بیا بگو دیگه چه خبر؟ الان در حال انتخاب لباس عروسی؟ این روزها خیلی مهمه بیا ثبتشون کن

رايحه ي ياس

سلام تولدت خيلي مبارک باشه عزيزم! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]