کجا بودم تا حالا؟

سلام دوستای خوبم. سال نو مبارک

ان شالله که سال خوبی رو شروع کرده باشین.

من که تا آخرین لحظه های سال نود و سه مشغول خرید بودم. نیشخند

ظرفای هفت سینی که دیده بودم وخیلی خوشکل بودن فروخته شده بود و من با کاسه رنگی هایی که برای غذای تینا و یونس خریده بودم هفت سین چیدم. الان چون دارم از نت محل کار سود استفاده رو می برم نمی تونم عکس بذارم.

بعد از بدو بدوهای فراوان و اماده شدن لباس های من که می رفتم که اولین عید رو داشته باشم و باید نو عروس شیک پوشی می شدم خسته و له و لورده ساعت رو کوک کردیم و برای تحویل سال نو بیدار شدیم و بدین ترتیب اولین سال نو مشترک ما تحویل شد.

اولین روز سال نو  برای صرف سبزی پلو ماهی به منزل پدرشوهر جان رفتیم و من اولین عیدیمو گرفتم.

یه نیم سکه و یه تراول پنجاه تومنینیشخند

بنده بسی مشعوف بودم و بسی متفکر که این عیدی هر ساله ست یا فقط برای اولین ساله آیا؟

خلاصه به حضورتون عارضم که تمام دیدو بازدید های امسال من منتهی به دریافت عیدی های خعیلی قشنگ شد. بعد از اینکه قوم شوهر رو کامل به زیارتون متبرک کردیم. من روز دوازدم فروردین به طرف اهواز پرواز کردم.

خودم تنهایی 

به بهانه ی انجام کارهای اداری و اینکه زیاااااد بمونم پیش بابام.

دو سه روز اول خیلی عالی بود و به مهمونی گذشت.

روز یک شنبه گذشته برای تسویه حساب با محل کار قبلی و دانشگاه محل تحصیلم رفتم که یه روز پرکار اداری رو داشته باشم.

که آن مرد تماس گرفت و گفت اگه یه خبر خوب داشته باشم دوست داری چی بشنوی؟

گفتم : دوست دارم کارم درست شده باشه.

گفت : آره . باید زود بیای تهران. و مشغول بشی

کجا؟ محل کار خودش.

حالا من نمی دونستم خوشحال باشم یا ناراحت.

خوشحال از درست شدن کارم یا ناراحت تاز اینکه سفرم باز کوتاه شده و از دیدن خانواده سیر نشدم.

به هر حال چند تا کار اداری رو دو روزه انجام دادم و سه شنبه پریدم اومدم تهران.

آن مرد سر کار بود و پدر و مادرش با یه دست گل میخک مینیاتوری اومدن استقبالم و من رو رسوندن خونه. 

عصر آن مرد دلتنگ از راه رسید و با دیدنم عشقولی شد.

بعد از شش ماه تنهاش گذاشته بودم آخه.

عصر با هم رفتیم و مانتو کفش اداری خریدیم. آخه آن مرد می خواست خانومش جلو همکاراش خیلی موجه باشه.

و صبح روز چهارشنبه من و آن مرد به اتفاق اومدیم سر کار و من فعلا به صورت آزمایشی شدم همکار آن مرد.

اگه موفق بشم و کارم تایید بشi از اول اردیبهشت باهام قرار داد می بندن. برام دعا می کنید دیگه.بغل

/ 22 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

باسلام شما هم سال خوبی داشته باشید . یکی اینکه انشالله که باهات قراردادببندن / بعدش این با شوهرت راحتی سرکار ؟ ماشالله نیم سکه خیلی خوب من هیچکس بهم عیدی نداد خوش بحالت شده حسابی / موفق باشید انشاله ممنون که نوشتی

گلبرگ

سلام عسل جون.چقد خوشحال شدم که سرکار میری.امیدوارم که استخدام بشی. منم بد نیستم.این پنجمین ماهه که حال چندان خوبی ندارم.فقط التماس دعا دارم مخصوصا از پدرت.

سارا-آغاز راهی دیگر

به به سال نو شمام مبارک عسل بانوی عزیز ... تبریک میگم خانومی مشغول کار شدنتو ... واقعآً برات خوشحالم عزیزم ... شاد باشی ... کلی انرژی های مثبت بریا عسل بانوی عززی که مطمئنم از پس کار برمیاد و از اول اریدبهشت بطور کاملآً رسمی استارت کارش میخوره ... ان شاله ...

دختر بزرگه بابایی

سلام چقدر خوب عزیزم. دستشون درد نکنه که براتون کار هم درست کردن. ان شالله به زودی قرارداد هم میبندی. به دلم برات شده بود که کم پیدایی احتمالا سر کار میری. خدا رو شکر که 94 با خبرها و اتفاقها و هدیه های خوب برات شروع شده.

نگین

سلام خانمی خوشحالم که خوشحالی و برای کار جدید تبریک میگم....موفق باشی....عکس لباس های اداریتون رو اگه تونستید بزارید من هم ایده بگیرم....همیشه لباتون خندون

سارا

سلام من خواننده خاموشتون بودم و این چند روز اتفاقی وبلاگتون رو دیدم و خوندم. امیدوارم سالهلی سال کنار همسر عزیزتون عاشق همدیگه بمونین و روزاتون پر از شادی باشه. شاغل شدنتون هم مبارک

نسیم

وای چقد خوب که میری سر کار....ایشالا همه چی جور میشه

سانیا

به به 94 سال خیلی خوبی بوده پس . الان که این پست رو میخونم انشالله که استخدام شده باشین و دیگه تنها تو خونه نباشی. البته سعی کن زیاد دم پر اقایون نباشی چون معمولا یک محل کار مشترک خوب نیست ها

صبا

سلام عروس خانم شاغل [ماچ][قلب] عاقا من چند بار کامنت گذاشتم، عید رو تبریگ گفتم و ... ولی بهت نرسیده انگار [خنثی] خب خانم کارت مبارک باشه و تمام حس های خوبی که از قبلش بدست میاری و حقوقت و .... باز هم دیدی که دائما یکسان نباشد، دیدی سر کار هم رفتی، اونم کوووجا پیش جناب همسر[پلک] حالا خسته و کوفته بیا بشور و بساب فعلا [چشمک] و حسرت صبح هایی رو که تا ظهر میخوابیدی رو بخور [زبان] تازه دیگه بهونه نداری به همسر نق بزنی و گیر بدی[مغرور]

parvane

سلام دوست عزیز ممنون ازمطلب زیبات