آن وقت سعید آمد

همیشه لحظه ی خداحافظی صاحبخونه دم در ایستاده و به مهمونش لبخند میزنه.

لبخند خدا گوارایتان.

عیدتان مبارک.

از بهترین میزبان در انتهای بهترین مهمانی ، بهترین ها رو برای تک تک شما آرزو می کنم.

از خدا می خوام منو برای تمام ناشکری هام ببخشه.

به همه ی بیماران از جمله پدرم صحت و سلامتی عطا کنه.

و همه رو به تمام خواسته هاشون برسونه.

 

 

پی نوشت:

قنوت نماز عید فطر رو خیلی دوست میدارم. 

اگر یادتان ماند و باران گرفت. دعایی به حال بیابان کنیدلبخند

 

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

سلام دقیقاً تا عنوان رو خوندم، گفتم لابد داره می گه: آن وقت، سعید آمد! [نیشخند] بعد دوزاریم افتاد! [زبان] عید سعیدت مبارک [چشمک][لبخند]

خانوم

خودتو لو دادی. همیشه دلم میخواست بدونم آن مرد اسمش چیه. حالا میفهمم. البته از کجاااا ملوم! شاید تو پیتزا فروشی باهاش آشنا شدی! اون شب به لحاظ روحیم بهم ریخته بودی. تو وبلاگ من. خودت. سر سفره... [زبان] شایدم اونروز مصاحبه دیدتت و خوشش اومده دنبالت کرده پیدات کرده. شایدمممممممم دیده ملک مشاع دارید مثه من مشاع رو فقط تو تی وی شنیده به خاطر اون اومده سراغت. شایدم..... [عینک]

خانوم

نه عزیزم فک کردی ما بچه ایم؟ بگو سعید کیه. راستشم بگو. ببین کلا هرچی بیشتر اطلاعات میدی تصویر من از آن مرد رو بهم میریزی. الان دیگه خندم نمیاد بهش. [شیطان]

قاسم

سلام عید شما مبارک.نماز روزهاتون قبول درگاه ایزد منان

گلسا

عیدت مبارک عزیزم. التماس دعا [لبخند]

صبا

سلام عیدت مبارک خانومی [گل] من بعد از اینکه نماز خوندم اومدم این یادداشتت رو دیدم ولی تو قنوت نماز بازم جلوم رژه میرفتی[لبخند] واسه خودم هم جالبه که اینقدر میایی تو ذهنم[قلب]

نسیم

عیدت مبارک عسلی من مدتی سفر بودم...ازت دور افتادم [ماچ]

نغمه

سلاام عسل بانو عیدت مبارک و عباداتت قبول باشه و انشالله خواسته هات مستجاب بشه[گل]

لام ی لام ی

در نماز عید به یاد پدرت و خودت بودم و دعا کردم [گل]