تعطیلات

اعصاب نمیذاره برا آدم.

آن مرد رو میگم دیگه.

زدم تو پرش دوباره. خخخخخخخ نیشخند

دیروز اس داد که عید رو تبریک بگه بعدش دوباره پروانه ای شد.

گفتم دیدم که چقدرررررررررر تلاش کردی.

و بدین ترتیب خورد تو بال و پر پروانهشیطان

گفت : خوب تو نمیذاری بیایم.

گفتم من الان رو نمیگم که بعد از ده سال یه تماس گرفتین. قبلا رو میگم.

گفت میدونم کم کاری کردم ولی تو هم سخت گرفتی.

بعد اصرار که بیا برنامه ریزی کنیم. اگر باید کاری انجام بدم بگو.

گفتم من تا خیالم از بابت بابا راحت نشه به هیچ چیز فکر نمی کنم.بازنده

امروز هم دوباره اس داد. حال و احوال پرسید و این بار گفت می خواد بیاد منو ببینه.

گفتم تو رو خدا زحمت نکش نیااااااااااااسبز

من اصلا بیرون نمیرم. 

گفت بیام برنامه ریزی کنیم برای ازدواجمون. 

ووووووی نمی دونم چرا از این اصطلاح ازدواج بدوم میه 

نه که خیلی موندم دیگه... پا به سن گذاشتم. من نمیرم من نمیرم خوه بابا بهتره.

گفتم ما که هیچ وقت حرفامون به نتیجه نمیرسه . تا خانواده ها با هم روبه رو نشن هیچ چی معلوم نمیشه.

گفت منظورت چیه؟

گفتم به هر حال هر کدوم یه مسائلی مد نظرشونه. مثلا مامانت با یه تلفن و یه سوال ناراحت شد و فشارش رفت بالانیشخند

نمی دونم چرا دوست دارم ههییییی اینو بهش بگم

 

خلاصه باز شروع کرد که اینطور که فکر می کنی نیست و ....که مهمان آمد و منم خدافظگاوچران

باید متوجه بشه که من به هیچ وجه قبل از اومدن خانواده اش و دیدنشون بهش اکی نمیدم.

اصرار داره که برنامه هم بریزهچشم

 

بگذریم. 

امروز بعد از مدت ها آشپزی کردم. ماکارونیخوشمزه

در راستای زدوندن خاطره ی عکس های مشمئز کننده کله پاچه شما را به دیدن عکس ته دیگه ماکارونی دست پخت عسل شف دعوت می کنم

 

/ 31 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم

عسل؟؟؟ خخ خخخ [شیطان] برو وب خانم حس کامنت آخرمو بخون[زبان][عینک]

خاوم کوچولو پسر شجاع

غداشااااااااا شکموی من نوش جونت عزیزم این آن مرد سکته کرد من میرو دادگاه گواهی میدم تو کشتیش جیگرم قتی تو میگی نیا همینه خوب میترشه یاد دعواش کنی و... بگو هر جور راحتی اینجوری ثابت میکنه اهل عمله یا نه به منم بگن نیا نمیرم میترسم [نیشخند]

اقای حس هفتم

سلام خانم می فرمایند: مطمئنین اینی که گذاشتین ته دیگه یا زغال زیر دیگ؟؟!!! اینکه سوخته اس یه وقت بگیرین بیاین خدمت عیال مکرمه ما اموزش ته دیگ درست کنی رو به رایگان - البته با وقت قبلی- ببینین...

نفسی

دل منو میسوزونی با ته دیگ ماکارونی ت!؟ بیا منم دلتو بسوزونم با صدای بارونم [نیشخند][پلک][گاوچران]

دختر بزرگه بابایی

سلام. عید شما هم مبارک عسل جون. ممنون اومدی برای تبریک. مسافرت بودیم و دیشب برگشتیم. چه ته دیگ خوش آب و رنگی دست شما درد نکنه ولی خداییش کلپچ بهتر بودا[نیشخند] برای حکم دادگاه هم که ایشالله به زودی اجرایی بشه خوشحال شدم. خدا رو شکر که عیدی خوبی بهتون داد. آن مرد رو هم اینقدر اذیت نکن بهش میگم هفته اول ازدواج [زبان] هر روز برات کله پاچه بگیره هم پاک کنی هم بپزی هم نوش جان کنی تازه اون موقع میفهمی ازدواج چیه و از چی ندیده متنفر بودی. ولی جدی عسل جون تا حالا 10 سال اون دست دست کرد حالا 10 سال بعدی نوبت شماست؟ عزیزم حتما با دکتر پدرتون مشاوره کن و بپرس که وضعیتشون بهتر شدنیه؟( ایشالله که هست) چقدر طول میکشه و شما چقدر امیدوار باشی؟ اصلا شاید ازدواج شما با آن مرد البته با برنامه ریزی های آن مرد[زبان] برای پدرتون هم بهتر باشه و امید به زندگیش رو بالا ببره. خلاصه که رو حرفهام فکر کن قبلش هم یک دست کلپچ بخور که فکرت بهتر کار کنه.[قهقهه]

بیتا

ببخشیدا ولی این که عکس ته دیگ سیب زمینیه...نه ماکارونی ( آیکون بیتای بدجنس که عمرا بلد نیست چنین ته دیگی دربیاره)[نیشخند]

خانوم

عسل خانوم امروز آپ نکنی به مجید [عینک] میگمااااااا. ع! هی هیچی نمیخوام بگم.هربار میام این ته دیگه رو میبینم گشنم میشه میرم یه چی میخورم [خنده]

خانم حس هفتم

می دونی چیه؟من اساسا با این آقای آن مرد کلا موافقم که اعصابتو خراب کنم...می دونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون حالا که اون می خواد بیاد تو نمیزاری....آزار داری - مریضی آخه؟؟؟... یا اینکه یکی دیگه زیر سر داری و آن مرد کلا رفته سر کار؟؟؟/ تکلیفتو با خودت و دلت روشن کن...

خانم حس هفتم

این چه جوابیه که دادی؟لطفا تکلیف من و آن مرد رو روشن کن!!!!!!

خانم حس هفتم

کولی بازی در نیار ....خوشحال مامانت تو رفتن تو بدست میاد.... آن مرد کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟