این روزهای من فقط داره به شخم زدن ذهنم برای یادآوری آنچه در ده سال گذشته بر من گذشت می گذره.

ضمن اینکه نتایج دکتری هم آمد و اینجانب اصلا به روی مبارک نیاوردم که مجاز نشدم.

تازه رفتم برای خودم یه گوشی هم جایزه خریدم.نیشخند

بعد فهیمه میگه جالبه که ناراحت نیستی.

خو وقتی نخوندم برای چی ناراحت باشم.

الکی میگم ناراحتم. افسوس

انگیزه نمیذارن برای آدم که درس بخونه. گیریم دکترا هم قبول شدیم. کو کاااار.

بعد تازه توقعمون میره بالا به هر کاری دیگه قانع نمیشیم.

خوب من خودمو توجیه کردم.

برم به کارام برسم و بعد ادامه ماجرا رو بنویسم.



موضوعات مرتبط: وضع و حال نوشت

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()