((مردها اگر چیزی را بخواهند...دوست داشته باشند...معطل نمی کنند... و اگر تو معطلی ...یعنی...یعنی دوستت ندارد...آنقدرها دوستت ندارد)).

مدت هاست وبلاگ بلانش رو می خونم. ولی امروز خوندن این جمله تلنگری زد عجیب به من.

این شد که تصمیم گرفتم اونچه رو که تا حالا ننوشتم ، نه اینجا و نه در وبلاگ کالسکه چی، بنویسم.

شاید از این رو به راه سی سالگی کسی بگذره و بتونه راهنماییم کنه.

فهیمه دوست جدیدم گفته به صورت یادداشت خصوصی و رمزدار بنویسم

ولی من میگم بذار همه بخونن، جالبه داستان زندگی من. چیز خاصی هم نداره

ها؟ چیکا کنم یعنی؟سوالمتفکر بنویسم؟



موضوعات مرتبط: وضع و حال نوشت

تاريخ : شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()