نمیشه روز مبعث عقد کنیم.

هیچ عاقدی دو تا معتاد رو به عقد هم در نمیاره.

روز پنج شنبه که آزمایشماده می شد . ما می دونستیم جواب مثبته ول دادیم و فهمیدیم چه گندی زدیم. روز شنبه جواب آماده می شد و ما می دونستیم مثبته. ولی بهمون گفته بودن که با تستی که دوباره روی نمونه انجام میشه تشخیص میدن که ما کدئین خوردیم و معتاد نیستیم.

روز شنبه رفتم که جواب رو بگیرم. صد تومن پیاده شدم که دوباره نمونه تست بشه و بعد هم ملتمسانه از هر کی که اونجا مسئولیتی داشت خواستم که بگه اگر ممکنه باز جواب این آزمایش مثبت باشه بهم بگن که بگم ان مرد بیاد و همه چی عقب نیفته. همه گفتن که این تست مشکل رو تشخیص میده و خیالم راحت باشه و می تونیم با خیال راحت به عقد و برنامه هاش فکر کنیم.

تاریخ جواب این بار پنج شنبه یک خرداد بود.

توی این فاصله من مدل های سفره عقد رو انتخاب می کردم و دنبال رنگ مناسب برای مو بودم.

موهامو رنگ کردم و برای اولین بار ابروهامو هم رنگ کردم.

آن مرد و مادرش هم دو تا لباس خوشکل از تهران برام خریدن که روز عقد بپوشم. عکسش ر و هم آن مرد برام ایمیل کرد. یه لباس شیری رنگ و یه لباس سبز خوش رنگ. بنا بود هر کدوم رو دوست داشتم بپوشم.

همه چیز آماده بود.

روز پنج شنبه صبح یک ساعت مرخصی گرفتم و رفتم که جواب آزمایش رو بگیرم.

اتاق جواب دهی یه آقایی نشسته بود و به محض اینکه برگه جواب رو نگاه کرد و به من داد پرسید:

چی مصرف می کنی؟ابرو

گفتم: هیچی آقا کدئین خوردم.

گفت: شوهرت چی؟

گفتم هر دو تا مون خوردیم.خنثی

گفت برو اتاق دو.

برگه رو دیدم.

دو تا مهر قرمز بزرگ زده بود:

آزمایش مرفین با تست سم کروم مثبت.

من و آن مرد مرفینی تشخیص داده شدیم.

رفتم اتاق دکتر گفتم آقا به خدا ما سردرد داشتیم قرص کدئین خوردیم.ناراحت

گفت برو اتاق آزمایش مواد مخدر:

رفتم اونجا گفتم خانم ما قرص خورده بودیم. مرفین چیه آخه؟ ایناها هنوز شیت قرص تو کیفمه. بعد قرص رو که دوتاش خورده شده بود بهش نشون دادم. گفت نه قرص نبوده.

حرفمو باور نکردن آدمایب خر اونجا.

آخه من که حتی پدرم تو عمرش سیگار نکشیده باید با یه ادم معتاد مساوی باشم؟

هر چی اونجا بال بال زدم کسی راهی نشونم نداد. فقط گفتن که با همین برگه معتادی هم عاقد عقدتون می کنه.

پرسیدم آخه ممکنه ما آزمون دکتری بدیم مصاحبه داره استعلام کنن این نتیجه برامون جایی ثبت نمیشه؟

فقط می گفتن نه.

به آن مرد خبر دادم. همراه پدرش داشت مراحل ثبت نام ماشین رو انجام میداد.

خیلی ناراحت شد بعد گوشی رو داد به پدرش .

پدرش گفت: عسل جان خواهش می کنم اصلا خودت رو ناراحت نکن. بهتره که دوباره آزمایش بدین ممکنه این نتیجه بعدها براتون مشکل ایجاد کنه.

منم دست از پا دراز تر برگشتم محل کارم.

و تا آخر وقت اداری با ان مرد بیچاره بحث می کردم که حالا که اینا میگن با این جواب هم عقدتون می کننن چرا شما هی بهانه میارین. مگه ما قراره توی ناسا کار کنیم که بیان ببینن آزمایش ازدواج ما چی نشون داده؟

هی غر زدم. هی غر زدم.

خیلی عصبانی بودم. با من مثل یه معتاد رفتار شده بود.

همه چی داشت عقب می افتاد.

توی این فاصله از هر کی که می دونستم از قوانین خبر داره پرسیدم. همه گفتن این آزمایش فقط جهت اطلاع خودتونه و ارزشی نداره که ثبت بشه.

ولی آن مرد می گفت ثبت میشه که معتادیم و آبرومون میره.

خلاصه حال گیری اساسی بود.

امروز هم به چند تا دفتر ثبت ازدواج زنگ زدم. گفتن نتیجه ازمایش ثبت نمیشه ولی شماره برگه آزمایش ثبت میشه. در ضمن عاقد دو تا معتاد رو به عقد هم در نمیاره. نیشخند

هیچی دیگه. روز مبعث خبری از عقد نیست.

آن مرد دوباره میاد که بریم و از اول آزمایش بدیم.

خیلی عصبیم. خعیلی.

 



موضوعات مرتبط: وضع و حال نوشت

تاريخ : شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()