سی سالگی رو اینجا با این وبلاگ و با شما شروع کردم.

یک سال گذشت و من کنار شما یک خواهر بودم با تمام دغدغه های خواهرانه ، یک دختر بودم با تمام نگرانی ها برای پدرش، یک زن بودم به دنبال حق مادرش

حالا سی سالگی رو پشت سر گذاشتم در حالی که آن مرد به قول خودش تمام تهران رو گشته و یه انگشتر که به دستای لاغر من بیاد پیدا کرده. و من دارم به این فکر می کنم که یعنی این آخر تولد مجردی و آخرین تولد خونه ی بابا ست؟؟

وبلاگم یک ساله شده. خیلی دوستش میدارم. چون با این وبلاگ شماها رو پیدا کردم.

همه ی اینا رو گفتم که بگم فردا هم تولد منه و هم تولد وبلاگم.

اسفند امسال برای من غیر از تولدم اسفند اتفاق های مهمه. اسفند یک تصمیم مهم.

تولدم مبارکه دیگه؟نیشخند



موضوعات مرتبط: روزنوشت

تاريخ : چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()