فردا برادر ِ آن مرد که برای دید و بازدید اومده بود بر می گرده کانادا و آن مرد ناراحته که برادرش داره تنها بر می گرده .

گفتم : اخه شرایطی که برادرت مد نظرشه یه کم غیرمنطقیه. خیلی کم پیش میاد توی اون رنج سنی( حدود 30 سال) از یه دختر انتظار داشته باشی که چند سال بمونه تا کارای اقامت برادرت جورشه. حالا من که ده سال موندم خر گازم گرفته بودقهقهه

حرفمو تایید کرد و گفت حالا هم که هی داری عقب میندازی.

آخه من گفتم نزدیک عید بیاد که دم عیدی یه حالی به فامیل بدیم و همه رو خوشحال کنیمنیشخند

بعد در راستای رسیدن به هدفم گفتم آخه الان همه جا سرده. برفه. می خوای مامانتو تو سرما ببری سفر؟دروغگو

 

خلاصه که سرم گرمه این روزا . خخخخخخنیشخند

 

بعد اون پروژه ی قلاب بافی هم به سنگ خورد و دیدم سخته. تصمیم گرفتم به بافتنی با دو میل روی بیارم. و چند روزیست که یه زیر - یه رو و بر عکس وقتم رو پر کرده.

البت که بعید نیست که این پروژه هم نصف نیمه رها بشه.

 

کار جدید هم جدیدا خیلی رفته رو مخم. متاسفانه ادارات دولتی تابع قانون تنازع بقا هستن. اگر بخوای بمونی و پیشرفت کنی باید زیر آب زن حرفه ای باشی که این مورد تو ذات من نیست.خنثی

 

این روزا که هوا سرد شده و چسبیدم به بخاری ، همش به این فکر می کنم که چقدر اینا بیشتر تو سرما می چسبید . نه؟:

بعد یه قابلمه پر از شلغم یا لبو یا آبگوشت هم روش باشه و ....خیال باطل



موضوعات مرتبط: روزنوشت

تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢ | ۱:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()