دو شب پیش (آن مرد) بعد از پیام های حال و احوال پرسی گفت جزوه ها رو بفرستم؟

گفتم نه نمی خوام. خودم پیدا می کنم.

گفت: خودتو اذیت نکن من دوست دارم این جزوه ها رو بهت برسونم.

خیلی سخته وانمود کنم که نمی دونم که می خواد بیادنیشخند

چند دقیقه بعد از این پیام ها فائزه زنگ زد و گفت که  (آن مرد) گفته که هتل های خوب اهواز خیلی گرون هستند و اسم یکی دو تا از هتل ها رو که قیمت مناسب تری دارند ولی محلشون مناسب نیست رو گفته و خواسته نظر فائزه رو بدونه.

فائزه هم گفته زیاد سخت نگیرید دو روز که بیشتر نیستشیطان

من کاملا بهش حق میدم . هتل ها حداقل شبی 90 تومن هستند ولی ایشون دارن بعد از چهار سال و اندی میان.ابرو. هر ماه که تشریف فرما نمیشن . ها؟چشم

از طرف دیگه اصلا معلوم نیست که جزوه ها رو بیاره و به درد بخور باشننیشخند

یا اصلا به درد بخور باشن و من بشینم بخونمنیشخند

خودش خواسته بیاد . شما ها که همه شاهدین که من هر بار گفتم نیاشیطان

+++++++++++++++++++++++++++

دیروز ظهر بود که من و مهرسا داشتیم می چتیدیم و حرف های درگوشی میزدیم

بعد یه پیام برای مهرسا رسید با این مضمون:

هر چه از دست می رود بگذار برود.

چیزی که به التماس آلوده شود نمی خواهم.

هر چه که می خواهد باشد حتی زندگی.

 

ییهو یویوی درونم بیدار شد و گفتم اگه اینو بفرستم برای آن رمد فوری مخش چت می کنه که منظورم چیه و میگه : ( چی شده بابایی؟) و بعد من جواب میدم که : ( معنیش واضحه).

اینا رو با مهرسا می گفتم که مهرسا هم یویوش بیدار شد و منو تشویق کرد و من فرستادم و دقیقا همان شد که گفتمشیطان

معمولا اینجور مواقع آن مرد هی زارت و زارت پیام میده که ببینه چرا من اینو گفتم و اصلا سعی نمی کنه خودش معنی به این واضحی رو بگیره. بنده هم سایلنت شدم و راحت خوابیدم و بیدار که شدم با کلی میس کال و پیام مواجه شدم.

خخخخخخخخخخخخخخنیشخند

بدجنس هم نیستم اصلا.زبان

یویو بود که این کارو کرد.

****************************************

 

 

عصر من و خواهرم کارشناس رو بردیم ملک کوفتی رو دید. بسی نا امید شدیم. می گفت برای مغازه هایی که سرقفلی دارند حداقل 70 درصد از ارزش ملک میره.

بعد گفت که بعیده که مشتری بیاد یه ملک رو با اییییییییییییین همه مستاجر بخره.

بعد عسل بانوی ناامید زنگید به وکیل و گفت: 

کاش شما بویدن. آخه وقتی می بینه دو تا دختر اومدن هی اراجیف می بافه و با این حرفا کلی ما رو نا امید کرده.

وکیل که تبحر خاصی در آروم کردن ما داره گفت شما نباید به این حرفا گوش بدین. این کارشناس فقط باید قیمت بزنه و بره . نظر دادن درباره فروش کار اون نیست و نهایتش به قیمتی که زده اعتراض می زنیم و یه کارشناس دیگه تعیین میشه.

دیدم پر بیراه نمیگه. نه؟متفکر

کارشناس کلا آشنا دراومد و کاملا خانوادگی ما رو می شناسه. گفت دو هفته زمان می خواد از شنبه کار کروکی کشیدن و بررسی قراردادهای مغازه ها  رو شروع م یکنه. 

به نظر خیلی هم پولکی میاد ولی از اونجایی که آشناست نمی دونم چطور میشه پول بهش داد....

یکی از مستاجرها کلی داد و بیداد راه انداخت و شاکی بود که ما کی هستیم که با این آقا اومدیم و داریم وارسی می کنیم . کارشناسه بعد از اینکه خیلی جالب رفت رو مخش و بهش گفت تو چه کاره ای و تو که مستاجر این مغازه ای به این راهرو چیکار داری و ... من و خواهرم رو به عنوان مالک معرفی کرد و دهن اون مستاجره بسته شد و گفت خب از اول می گفتین.

من و خواهرم زود اینجوری شدیم: مژهاز خود راضی

زود حس آدم پولدارا بهمون دست داد.

جنبه نداریم ظاهرا.

دعا کنید کارشناس زر زده باشه و مشتری زود پیدا شهافسوس



موضوعات مرتبط: روزنوشت

تاريخ : پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : عسل بانو | همراهم میشی؟ ()